سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
به دنبال آرامشم، آرامشی که روزهای سرد و برفی به سراغم می آید. یک فنجان چای همراه با رویا، خیال گرم تو، دنیای قشنگ تو، با لیوان چای به دست از پشت پنجره ی چوبی به حیاط خیره شوم و زشور عشق تو غرق نیاز شوم. هنوزم همان حس روز اول را دارم حس روزی که...[!] (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
من هیچوقت سر دو راهیا تصمیم نگرفتم، همیشه سر دو راهیا نصف شدم. اینی که الان داره این نوشته رو پست میکنه یک هزار و بیست و چهارم منه. خیلی وقته از بقیه خبر ندارم. امیدوارم اونا روزای بهتریو تجربه کرده باشن.../ ( خیلی هم خاص )
سید احمد ثاراللهی
یکی از چیزایی که نسبت به آینده امیدوارم میکنه اینه که حداقلش مطمئنیم تو آینده خیلی درگیر نوستالژی و اینا نمیشیم.../ ( خیلی هم خاص )
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبل(س.الف.ث)