سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
ولله که عشق ِمان قفس است معشوق ِ بی تا را، که ناگزیرانه می پَرد ورنه کجاست؟ عریان تر از دل ِ قفس از برای ِ پرنده ی ِ توی ِ سینه اش.
سید احمد ثاراللهی
توسط پیامک
خوب بخش مورد علاقه ی من ( بخش شام ) رو پشت سر گذاشتیم !
سید احمد ثاراللهی
میرم برای بابا تولد بگیرم ! بهش کادو بدم خوشحال شه ! شب بخیر
سید احمد ثاراللهی
صداقت ِ آیینه وار ِ آسمــان را مانَد اعتراف ِ سخت ِ یک قفس ِ تنگ، به دل باختن به پرنده ی ِ توی ِ سینه اَش.(س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
خورجینم اگه قدیمی اگه بی رنگه وکهنه ... برای تواگه حتی ارزشه بردن نداره / واسه من بودونبوده هرچی که دارم همینه ... خورجینی که قلب این عاشق ترین مرده زمینه
سید احمد ثاراللهی
روی صندلی پارک ی که اسمش را حتی نمیدانم فیلمی پخش میشود که نه به دوران کودکی تعلق دارد و نه نوجوانی داستان رفت و امد مردی را به تصویر می کشد که هربار در تیتراژ پایانی، پشت به دوربین لبخندی را تحویل بیننده می دهد. ( پایان مقدمه - س.الف.ث - دنیای مجازی )
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل(س.الف.ث)