سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
اینروزها عاشقانه ها را لمس شيار اندامت رج ميزنند نه دوستت دارم ها !
سید احمد ثاراللهی
عقب ماندگی احساست را هیچ عاشقانه ای درمان نمیکند، حتی لغزش باران و چتری دو نفره! ( س.الف.ث - کلا گفتم که در جریان باشید.)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکعُمر تو را نوشتم وُ خواندند مردم کاش لااقل خودم یکبار تو را میخواندم!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اما روال روزگار چنان است که زندگی همیشه با آرزوهای ما نمیخواند آن کسی که به ندایمان پاسخ میدهد همان نیست که فرایش خوانده ایم!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوباره دنيا رو تار ميبينم، همه ي دردام يكي دوتا ميشن اما تو هنوز يگانه اي! (س.الف.ث)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راه به جایی نمی برد کودک یتیم درونم که تمام بودنهایش زیر بار نبودنت سرکوب شد، مادر ! (س.الف.ث)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شايد ، مرده ي درونش را دفن كرده اند!!! بي قرار، درست شبيه هفت سالگي اش (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
میشود مثل آدم بزرگ ها رفت سر اصل مطلب: آزادی که غرق شود ، دنیایی شبیه ایده آل هایت پا میگیرد، بیدار تر از یک خواب بعد از ظهر. ( اولین خط از دنیای مجازی - تنها چیزی که به ذهنم رسید ! - س.الف.ث)
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبل(س.الف.ث)