سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
من کفر نمی گویم، من فقط می ترسم، تو باشی نمی ترسی وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشم نبینی؟!
سید احمد ثاراللهی
چقدر باید بگذرد؟! تا فاصله ها عزم سفر کنند مهربانم، بدون تو !! دست هایم به آرزوهایم نمی رسند، میدانی!! آرزوهایم بسیار دورند، کمکم کن، این بار برای رسیدن به آرزوهایم به صندلی احتیاج دارم، درست شنیدی، یک صندلی زیر پاهایم بگذار شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد. (بخشی از مقدمه کتاب یک روز - س.الف.ث )
سید احمد ثاراللهی
شعر پشتِ شعر می گیرانم به لب شبیه ِ تنهایی ِ مردانی شده ام که پیاده رو ها را سیگار پشتِ سیگار گریه نمی کنند! ( مهدیه لطیفی - 5 شهریور 1391 )
سید احمد ثاراللهی
هر روزی که نباشی زمین خواب می رود بر مدار سوم، هر یک روزی که نیستی همان یک قرنی ست که مغول ها حمله کردند!
سید احمد ثاراللهی
فردا ، من ، تهران ، ...[!] ، کلی آرزو ، زندگیم ، آخ اگه که بشه !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 42 دقيقه قبل(س.الف.ث)