سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
عشق زیاد ، تنفر میاره [!]
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ترس دارد نگاهی که جا می ماند هر روز پشت یک رفتن [!]
سید احمد ثاراللهی
می خواهم بروم در کافه ای دور از شهر با کاغذ و قلمی در دست و شعری از دل و فنجان قهوه ای ترک، در آغوش تنهایی، بدون حضورت در ذهن!! تنهای تنها (س.الف.ث) ... ( 91/6/6 - کافه گالری )
سید احمد ثاراللهی
یه هفته تغییر رفتار کاربری [!] ببینم جنبشو دارید یا نه !
سید احمد ثاراللهی
من رفتم نهار ... خدانگهدارتون.
سید احمد ثاراللهی
دیشب خواب خودمو دیدم خیلی خوشحال بودم ، جام خیلی خوب بود !!!!
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل(س.الف.ث)