سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
خواب دیدم دست هایت دور گردن یک ماهی ست، سرش را زیر آب میکنی تا خفه شود.
سید احمد ثاراللهی
از گلوی ِ آماسیده به بغض پاسخی نمانده بر جای منی را که هر روز ِ هنوز دور ِ از نگاه ِ تـو پُرسان پُرسان قدم شده ام /کسی از چشم هایت به تـو گفته؟/
سید احمد ثاراللهی
شب زده رویای ِ درون ِ سینه را، گفتمت از آن ِ تـو فردای ِ روشنی: آن دَم که یک به یک غزل شود، طرح ِ هر گلایه بر لبان ِ تـو.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تنهایی را برگ های ِ دفترم می فهمد که هر روز قلبش با هزار "دوستت دارم" ِ توی ِ دلش تپید اما هرگز نگفت تنهایم.
سید احمد ثاراللهی
توسط پیامک
برقمون رفت و کلی خوشحال شدم که دارم از لپ تاپ استفاده میکنم که ناگهان یادم اومد که مودم با برق کار میکنه !
سید احمد ثاراللهی
توسط پیامک
بفرما نهار آفتاب درخشان صحرا !
سید احمد ثاراللهی
توسط پیامک
هوای تهران خوبه ها ، اصلا انتظار نداشتم !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 42 دقيقه قبل(س.الف.ث)