سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
همیشه فکر می کردم مردن سخته ! اما نمیدونم چرا اصلا دلهره نداشتم تنها چیزی که یادمه صدای مادرم بود که گفت " یا ابوالفضل " !
سید احمد ثاراللهی
دیر زمانیست که از سهم عشق من لقمه بر می گیریم... کاش تمام که شد ،بگویی ،من هم بخچه ای پنهان کرده بودم...بیا ، نصف، نصف... (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
خودم را به چیزهای ِ بسیاری شبیه کردم تا در فراق ِ تو شعری تازه بگویم اما برعکس شد همه ی ِ آن چیزها شبیه من شدند و درد ِ فراق گرفتند.
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 32 دقيقه قبل(س.الف.ث)