روباهى داشت با موبایلى شماره میگرفت زاغه از بالاى درخت گفت:پایین آنتن نمىده بده برات شماره بگیرم!!روباه تا موبایل رو داد به زاغ زاغ گفت: این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایى ازم زدی ! عوضی
کاش یکی بود که توی کوچه ها داد میزد : خاطره خشکیه ... خاطره خشکیه ... اونوقت همه ی خاطراتت ، همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن رو میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت رد کارش !
@سید احمد ثاراللهی تو رو به قیمت جون ؛ به همین یه لقمه نون تو رو به ماه آسمون ؛ به عاشقای بی نشون تو رو به حرمت چشمهات ؛ به همه ی مقدسات ؛ تو رو به خود خدا ؛ به هق هق شبونه هات ؛ قسمت میدم، جوراب هاتو بشور خفمون کردی
@حسین ابراهیمی سلام حاجی . من نمیدونم تا کی حضرات مراجع میخوان با دادن فتوای کلی خودشونو مبرا کنن ؟ یه مرجع باید شجاع تر این حرف باشه. چطور یکیشون قاطع حکم نداد ؟ من که ناامید شدم