آقا اصلا یه وضعیتیه ها امروز داشتم میومدم خونه رفتم سوار آسانسور ساختمون شدم یه پسر بچه ی 2ساله هم با مامانش سوار شدن بچه هه اول که نمیذاشت من سوار آسانسور بشم ،هی میگفت نیا خونه ما نیا خونه ما و هلم میداد بالاخره بهش فهموندیم که من نمیرم خونشون سوار شدیم هی به من میگفت نخند نخند آخرش هم داشتن میرفتن مامانش گفت خداحافظی کن پسره هم گفت نمیگم به این بچه پروو که میخواست بیاد خونه ما من|: مسعولین محترم|: مخترع آسانسور|: ما جلو بزرگترمون پامونو دراز نمیکردیم|
با اینکه سیگاری نیستم ولی سیگار کشیدن بعضیا رو که نیگا میکنم ، از بس شیک و با وقار اینکارو میکنن هوس میکنم سیگارو بذارم لای نون بربری خام خام بخورم... والا