Glee
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
Glee
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
Glee
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
Glee
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است کجا همیروی ای دل بدین شتاب کجا
Glee
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا
Glee
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
Glee
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
Glee
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
Glee
صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
Glee
۷ حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
Glee
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
Glee
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
Glee
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
Glee
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
Glee
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه در رهن شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب خيام