روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار! فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُوَد ؟ گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند. رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده
@atifullah safi#زنجنس عجیـــــبی ست... چشم هایش را که می بنـــــدی ؛ دید دلــــش بیشتر میشود !... دلش را که میشــــکنی ؛ بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر، انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند !!!
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوقت من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد !!! نه خداییش این هم شانسه ما داریم ؟؟؟؟
@atifullah safiنه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتا هی آن لحظه شادی که گذ شت غصه هم خواهد رفت...لحظه هايت را شاد شاد مي خواهم