Glee
من ترجیح می دهم به گونه ای زندگی کنم که انگار خدایی هست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدا نیست به جای این که بگونه ای زندگی کنم که انگار خدایی نیست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدایی هست
Glee
ابر باران ده به دریا می گفت: من نبارم تو کجا دریایی؟ در دلش خنده کنان دریا گفت : ابر باران ده تو خود از مایی!
Glee
دوست من زماني كه تو با روز هستي من با شب هستم وحتي آن هنگام نيز از بلنداي آفتاب سخن مي گويم كه بر فراز تپه ها مي رقصد وازسايه هاي ارغواني رنگي كه برسراسر دره دامن مي كشد
Glee
چرا نگران فردا باشم؟ آنکس که همه عمر از من مراقبت کرده است، آیا فردا مراقب من نخواهد بود؟ «او» یگانه ی تغییر ناپذیر است. «او» دیروز همانند امروز و صدها قرن آینده خواهد بود. خداوند اینجاست تا مرا راهنمایی کند، پیش برد...
Glee
تو اگر می دانستی ....که چه رنجی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن...آه! از من خسته نمی پرسیدی ...که چرا تنهایی...!!!
Glee
گر دلي را از شکستن باز دارم ، بيهوده زنده نخواهم بود ؛ اگر درد کسي را تسکين دهم ، مرهمي بر زخمي نهم ، يا سينه سرخي بي رمق را به آشيانه برسانم ، بيهوده زنده نخواهم بود
Glee
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
بهترین دوستم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد
Glee
غریب و تنهاترینم به انتظارت میشینم شاید رخ ماه تو رو یه روز تو دنیا ببینم
Glee
به پندار تو: جهانم زیباست جامه ام دیباست دیده ام بیناست زبانم گویاست قفسم هم طلاست ! بر این ارزد که دلم تنهاست؟
Glee
سخن دارم زاستادم
نخواهد رفت از يادم
که گفتا حل شود مشکل
ولی آهسته آهسته
Glee
تو می روی و من فقط نگاه می کنم
تعجب نکن که چرا گريه نمی کنم
بعد از تو يک عمر فرصت برای گريستن دارم
اما برای تماشای تو همين يک لحظه باقيست.
Glee
بهار آمد و من هنوز پاييزم چگونه زين قفس تنگ زرد بگريزم بده طناب بلندی به قامت خورشيد اميد يخ زده ام را به دار آویزم .
Glee
امروز ميتواند بهترين روز تو باشد.چون تو لياقت بهترين ها رو داري
Glee
آغاز يعني پايان پايان آنچه بود،آنچه گذشت هر چه بود، نيك وبد،سپيدوسياه وپايان يعني آغاز آغازي براي بودن نو هستن وبودن،برساحل هستي شدن،بودن،ماندن
Glee
عاشقت خواهم ماند بي آن که بداني دوستت خواهم داشت بي آن که بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آن که حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اين گونه شايد احساسم نميرد