نگاهی عمیق به کارت امتحانو سررسیدش فهمید که وقت تفریح سر رسیدش سردرگم تو جزوها سرگردون که خدایا اول ترمو برگردون ... جوونی که توی ترمو سال مرده که تو دستاش یه چارت سال خورده و این قربانی منم که به مشروطی باخته از همه استادای دانشگاه اهریمن ساخته
شیخ و مریدان به پارک جنگلی رفتندی از برای تناول ناهار و گذران وقت . در میانه راه اعلانی نصب بود که : قلیان ممنوع . چادر مسافرتی ممنوع . سگ ممنوع . پخش موسیقی ممنوع، رقص و شادی ممنوع شیخ بفرمود :باز جای شکرش باقیست که تجاوزآزاد است وگرنه در طبیعت چه میکردیم!!؟ مریدان شلوار را محکم گرفته و به غایت سرعت گریختندی !!!
كاش عشق را از پلك های خود می آموختیم ... پلك هایی كه تا وقتی خون در رگ هایشان جاری است هردم برهم بوسه می زنند ... پلك هایی كه از سحر تا پاسی از شب برای در آغوش كشیدن هم لحظه شماری می كنند ... پلك هایی كه حتی برای دقیقه ای كوتاه هم نمی توانند دوری از یكدیگر را تاب بیاورند ... پلك هایی كه در لحظه مرگ هم در آغوش یكدیگر جان می دهند ... عشق را باید از آن ها آموخت
ای خدااااااااااا دعوا نکنید
14 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 8 دقيقه قبلباشه عزیزم تو غصه نخور
14 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 4 دقيقه قبلفقط به خاطر تو از خونش گذشتم
آشتی

14 سال و 9 ماه و 1 ساعت و 59 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 1 ساعت و 56 دقيقه قبلz z
14 سال و 9 ماه و 1 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل