این عروس دوماده زده بودن کنار واسه رقص ُ اینا مام از خنده ترکیده بودیم از دست ِ اینا یه پیر ِ مرده بود هیپ هاپ میرقصید ؛ بعضد بابا ُ کل ِ فک ُ فامیل ِ ما دونه دونه زنگ میزدن : | خب من تا کجا میرفتم صدا ضبط نرسه آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟ نکنید از این کارا شاید آدم یه جاییه
امشب بعد ِ چند سال رفته بودم بیمارستان کودکان ؛ یه دختر بچه ی 5-6 ساله بود خیلی قشنگ بود ، ولی سفید شده بود و دور ِ چشمام کبود ، خیلی دلم براش سوخت ؛ باباش هم کنارش به زور بغضش رو میخورد | بابا هم گریه میکنن ؛ خیلی : )
امشب داشتیم با ماشین دور دور میکردیم یه ماشین عروس دیدیم ما هم رفتیم باهاشون اونا ته ِ تهش یه دستمال کاغذی از پنجره بیرون آورده بودن اما ماشین ما دو نفر تا کمر بیرون بودن من پاهاشون ُ گرفته بودم بگذریم داشتیم میرفتیم و تقریبا از همه جلوتر بودیم و نزدیک ماشین عروس ، یهو نمیدونم چی شد دیدیم رسیدیم دم ِ خونه ی عروس و کلی ماشین پشتمون ، تگو ماشین عروسی که ما باهاشون بودیم مستقیم رفته بودن اینا یکی دیگ بودن !!!!! ینی اگه بدونید چه بهم وری شد ، مارو نشون میدادن میگفتن اینا اشتباه اومدن همه برگشتن دوباره عروس و دوماد گم شده بودن اصن یه وعضی
به عروسی دومیا گفتیم ما شام نخوردیم که اونام گفتن ما هم نخوردیم ؛ بعد از اون عروسی دومی ِ با ماشین اومده بودن باهامون تو عروسی اولیه
گند زدیم به دوتا عروسی
دوستان دوستان....چند ساعت پیش بنده نیز به جمع کبوتر های عاشق پیوستم....شدم متاهل وای چه حس عجیبیه....احساس مسئولیت میکنم...حس خوبیه....به همه پیشنهاد میکنم واسه یه بار فقط حسش کنن نه بیشتر....اصن شما نمیخواین به دوستتون تبریک بگین....؟؟؟!!!!
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 35 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 34 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./