دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حی علی الـ عزا ./

حی علی الـ عزا ./
مرد
امتیاز: 9022

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(779 کاربر)

گروه‌ها

(125 گروه)

بازدید

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./                                                                     

هــادی
هــادی

18 سالم شد و آخرشم نفهميدم اين بچه هاي مردم كيا بودند كه تو همه چيز از من موفق تر بودند (هادی برو از بچه هاي مردم ياد بگير)

این ارسال را بازنشر کرده است.
allahYar
allahYar
توسط پیامک

How are you?

BaHaRe
BaHaRe

کوچولو بودیم، بهمون میگفتن هیچ وقت چیز سفتو با دندونات نگیر. میشکنن. بزرگ شدیم، نفهمیدیم واسه این بود که یادمون باشه آدم سفتو با قلبمون نگیریم، میشکنه....

BaHaRe
BaHaRe

یه پیشنهاد دوستانه: اگرنمی توانی با کسی باشی که عاشقش هستی! پس عاشق کسی باش که می توانی با او باشی..

BaHaRe
BaHaRe

نمیدانم دلم پر است یا سرم خلوت !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
M0H3N
M0H3N

موزیک ویدئو جديد و بسيار زیباي حسين مخته و پويان به نام جون مادرت برقص

BaHaRe
BaHaRe

بدترین نوع پرکردن تنهایی، استفاده از قرصهای روانگردان " اینترنت " است! چون آنچنان دور و برت را شلوغ میکند ، که متوجه نمیشوی هنوز هم تنهایی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
BaHaRe
BaHaRe

آدما راحت دل می شکنن امانمی دونن اون دل چقد ترک خورده که آخرش شکسته!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

خیلی دلم گرفته!

پرسپولیس
پرسپولیس

دنباریون عزیزی که پرسپولیسی هستید در این گروه عضو شید تا حال این محسنو بگیریم با این استقلالش

jojo
Image047.jpg jojo

mo3en@ , این واسه شبییه که ممد حسن اومده بود خونمون و مامان بابام مسافرت رفتن , مرغ آماده هم نیست همه رو خودم چکودم ، باور نمیکنی از ممد حسن بپرس

محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی
توسط پیامک

تست

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

دوستان اینجا کی با Drop Box کار کرده؟

حی علی الـ عزا ./
490860-450-299.jpg حی علی الـ عزا ./

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

امروز داشتم میرفتم سره کار یه پسره با دختره(نسبتشون و نمیدونم خواهر برادری،نامزدی،زن و شوهری(انشالله که این باشن) ،دوستی )داشتن میرفتن دختره یهو رفت سمت ویترین یه مغازه اما پسره نفهمید چون داشت با گوشیش ور میرفت،همینجوری رفت رفت اومد بره اونور خیابون کنارش رو نگاه کرد یهو انگار گوشیش رو زدن هی اینور اونور و نگاه میکرد منم که فهمیدم چی شده خندم گرفت نمیتونستم خودم رو هم کنترل کنم منو که دید خودش هم خندش گرفت فرض کن نیشم تا بنا گوش باز بود دختره گفت ببخشید یه چیزی چشمم رو پر کرد بیچاره پسره اینقد بد ضایع شده بود همش چشمم به من بود از خجالت آب شد