داغ ِ داغ {امروز} بیرون بودیم می خواستیم بریم تو کلاس سمینار ، وسط ساعت هم بود ، تعداد ما هم بالا ، در و که باز کردیم دیدم دوستم نشسته جای ِ استاد ، همه هم تو کلاس بودن ، بلند گفتم "سلام حسین جووووووووون ، تو فلش فیلم دارم بدم بذاری ببینیم؟؟" ، که دوستان اشاره کردن استاد (همونی که باهام لج ِ ) ته کلاس نشسته من ُ میگی رنگین کمون شدم و سعی میکردم رنگهام هم متنوع باشه
رفتم بانک میگم فلانی هستم ، متوجه نشد ، گفتم آقای ِ ( خب از دهنم پرید ) فلانی هستم برایه وام اومده بودم ، گفت آهان همونی که وام رو به باباش انتقال داده بود ؟؟؟ این دومین وام ِ که میره برا بابا و من نمیبینمش باباس ما داریم ؟؟
امروز یه دختره ای تو کلاس دماغش رو عمل کرده بود ، بی چاره نمی تونست خوب حرف بزن ِ ، یه مسئله ی ریاضی پرسید هیچکس نفهمید ، استاد هم نمی فهمید ، هی میگفت کسی نمیفهمید ، آخرش بغل دستیش گفت ، منم گفتم همینو می خواستی بگی ؟؟؟؟؟ ، (اما منظور خاصی نداشتم فقط یه تیکه ی الکی بود) آقا بچه ها رو میگی ، ریسه رفته بودن از خنده اون بیچاره همکلاسیه ضایع کن ِ داره ؟
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 24 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./