اومدم خونه میبینم همه با هم دارن میرن بیرون ، میپرسم کجا میگن یه جا کار داریم ، یعنی به تو چه آخه ، بعدشم که همینجوری میرن مسافرت ، اصن چند روز دیگه میام از دانشگاه ، کلید تو در ِ خونه نمیره ، زنگ میزنم یکی میگه خیلی وقت ِ رفتن .
تیکه ی ِ امروز ، یکی از بچه ها وسط ِ کلاس اومد تو : کلاه و شال از این بافتنی ها کل ِ صورت رو گرفته بود فقط عینکش معلوم بود ، یه چتر ِ خیس ، {اصن بارون نمیومد} ، دوتا کاپشن پوشیده بود ، اومد تو چتر رو چند بار باز و بسته کرد آبش ریخت رو دخترا ، گفت چقدر سرده بیرون ، سوز میاد از خنده وا رفته بودیم دیگه به #احمق گفتم اطلاع میدادی فیلم میگرفتیم
زده به سرم تا صبح بیدار باشم بعد سر ِ اصول سرپرستی ِ که استاد هی میگه آمریکا اینقدرقوی ِ با اینکه خورده زمین ولی رو پاش وایساده بخوابم یا اصن ضایش میکنم که بخندیم که خواببم بپره نمیدونم دیگه الان گیجم کلا
واااااااااای فردا تربیت بدنی داریم ، میگم وای دلیل داره ها
، آخه استاد میاد میگه"برای ِ آخر ِ ترم چند مورد امتحان هست که باید انجام بدید" بعد شروع میکنه به گفتن(دیدگاه)
یادش بخیر تربیت بدنی 2 واحدی دهنمونن آسفالت شد .... ولی نگو ار از این تربیت بدنی 1 واحدی استاد داریم هلو ، باقلوا ! اصلا کاری به کارمون نداره از الان نمره هاش رو ثبت کرده !
یه استاد داریم سوال میپرس ِ ، ازش که پرسیدیم چه علامت هایی میذاره، نام گفت:مثبت ، سه ربع ، نیم ، کوچولو ، منفی" اصن یه چیزه باحالی ِ آها بعدشم تنها کسی که 3تا مثبت داشت خودم بودم ، قیافه ی دخترا باحال بود
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 25 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 24 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./