حسین جون
ما بریم لالا...مثل هر شب تنها... شب همه گی خوش
حسین جون
خواستم یه توضیحی بنویسم ترسیدم کفر باشه...بگذریم گفتن نداره
حسین جون
یاد آن روزگاران یاد باد... امشب تم نوستالژیک برداشتم... از صدتا کارتون 3D دیدنشون لذت بخش تر بود
حسین جون
یه قسمتی تو دنبالر هس نوشته حالت امروز من؟ کاش یه چی داش حالت هر روز من ... منم همینیو انتخاب میکردم که الان انتخاب کردم یعنی انتخاب هر روزم... دم بعضی بچه های دنبالر گرم خداییش خیلی با مرامن خدا براشون خوش بخواد واسه ما خوش خواستن...کاش برم خداکنه برم اما کسی ناراحت نشه
حسین جون
تازه از بیرون میام... اومدنی دو تا بچه دیدم با این سنشون چه لباسایی پوشیده بودن جوجه داف بودن....بعضی از مردم هم خیلی بی فرهنگن بابا ادکلن نمی زنی اقلا یه حمام برو
حسین جون
اعصابم خرده.. یه زبون نفهم هم تو چت گیر داده هی خودمو کنترل می کنم چیزی بهش نگم...اه
حسین جون
این عکس رو تقدیم می کنم به عشق پاک تر از برگ گلم که الان رو تخت بیمارستانه
حسین جون
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ من یه بیست و پنج تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم شلوارم جر خورد!