امروز تولد دوست من بود مامانش به دوستم میگه:”،برو جارو و گردگیری کن،شب مهمونا میان.” دوستم به مامانش میگه : مامان من تازه به دنیا اومدم،برم جارو کنم؟ اونوقت مامانش رفته زیر پتو میگه من هم تازه زاییدم،باید استراحت کنم!!
پسر گرسنه اش می شود شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند ... پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند " چقدر تشنه بودم " پدر می سوزد از شـــرمـــنـــدگـــی اما میفهمد پسر کوچولو اش بزرگ شده است ...!! مژگان
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 26 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 20 ساعت و 5 دقيقه قبل