mehran313
یکی از فامیلامون تعریف می کرد که اینها تو خونوادشون یک عمه خانوم داشتند که بزرگ خاندان بوده. یکروز این عمه خانم پا میشه میاد خونشون. بساط پذیرایی به پا میشه و حرف و صحبتهای همیشگی. بابا خونواده بر می گرده میگه: عمه خانم خوش اومدید، بالاخره بعد از مدتها قدم رنجه کردید و اومدید خونه ما. عمه خانم در جوابش می گه: خواهش می کنم. شما بزرگوارید. راستش ما حوصلمون سر رفته بود، می خواستیم دسته جمعی بریم باغ وحش که دیگه اومدیم خونه شما. فامیلمون می گفت قیافه مامانم بعد از شنیدن این حرف دیدنی شده بود. وقتی این حرف رو شنید وا رفت.
mehran313
شهید میدان مین ... به یک میدان مین وسیع در فکه برخوردیم . نزدیک که شدیم ، با صحنه ای عجیب رو به رو شدیم . اول فکر کردیم لباس یا پارچه ای است که باد آورده اما جلوتر که رفتیم متوجه شدیم شهیدی است که ظاهراً برای عبور رزمنده ها از میان سیم های خاردار ، خود را روی آن (سیم های خاردار) انداخته تا بقیه به سلامت بگذرند . بند بند استخوان های بدنش داخل لباس قرارداشت و در غربتی دوازده ساله روی سیم خاردار دراز کشیده بود...
mehran313
مادر گفت پسرم هفته ديگه مي خوام برات برم خاستگاري، اين هم كت و شلواري كه برات خريدم، پسر لبخندي زد و گفت مادر ميرم عمليات، برگشتم حتما ميريم ... حالا 25 ساله مادر ميره سر كمد پسرش، با خودش ميگه مادر پس كي ميآيي، كت و شلوارت را آماده كردم و زار زار گريه مي كنه ...
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
جیگرتو گاز گاز ! لپتو ماچ ماچ ! لبتو میک میک ! چشماتو آخ آخ ! دیوونتم وای وای. . .! به خودت نگیر بای بای. . . !!
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 28 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 34 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 54 دقيقه قبل