دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

دوست #مجازی من کاش همانطور که از شکستن تکه ای #شیشه بر میگردی و #نگاهش میکنی وقتی دل کسی روشکندی ، ... درباره »
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
مرد - متاهل
امتیاز: 160752

دنبال‌شدگان

(1664 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2487 کاربر)

گروه‌ها

(57 گروه)

بازدید

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

سر زدن به پروفایل دوستانت : مفهومش اینکه رفتی خونشون واسه دیدنش و ببینی حالش چطوره ........ یا دلت براش تنگ شده ... !!!

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود / دریا شوی ، تو ساحلت خواهم بود / ای یار تو که قایق عشقم باشی / من هم ملوان زبلت خواهم بود

aynor
aynor

خوشگلا باید برقصن ..

mehran313
mehran313

یکی از فامیلامون تعریف می کرد که اینها تو خونوادشون یک عمه خانوم داشتند که بزرگ خاندان بوده. یکروز این عمه خانم پا میشه میاد خونشون. بساط پذیرایی به پا میشه و حرف و صحبتهای همیشگی. بابا خونواده بر می گرده میگه: عمه خانم خوش اومدید، بالاخره بعد از مدتها قدم رنجه کردید و اومدید خونه ما. عمه خانم در جوابش می گه: خواهش می کنم. شما بزرگوارید. راستش ما حوصلمون سر رفته بود، می خواستیم دسته جمعی بریم باغ وحش که دیگه اومدیم خونه شما. فامیلمون می گفت قیافه مامانم بعد از شنیدن این حرف دیدنی شده بود. وقتی این حرف رو شنید وا رفت.

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

@aynor اگر مهربان باشي تورا به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم مي کنند، ولي باز هم با تمام وجود مهربان باش..

mehran313
300766_228488797207682_100001396902590_629917_372669188_n.jpg mehran313

خمپاره عمل نکرده!!!!!

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

@ســجـی من با خدا هر روز صبح روبوسی و سلام احوالپرسی میکنم و دروغ نگفته ام اگر بگویم که خود ِ خدا نوازشم کرد وقتی گونه هام از اشک های هرمی شکل خیس بودند و من از وقتی با خدا دوست شدم فهمیدم که هر وقت دردی دارم باید کمتر غمگین ِ دردم باشم ...تو هم میتونی داداشی جونم...

mehran313
mehran313

شهید میدان مین ... به یک میدان مین وسیع در فکه برخوردیم . نزدیک که شدیم ، با صحنه ای عجیب رو به رو شدیم . اول فکر کردیم لباس یا پارچه ای است که باد آورده اما جلوتر که رفتیم متوجه شدیم شهیدی است که ظاهراً برای عبور رزمنده ها از میان سیم های خاردار ، خود را روی آن (سیم های خاردار) انداخته تا بقیه به سلامت بگذرند . بند بند استخوان های بدنش داخل لباس قرارداشت و در غربتی دوازده ساله روی سیم خاردار دراز کشیده بود...

mehran313
mehran313

مادر گفت پسرم هفته ديگه مي خوام برات برم خاستگاري، اين هم كت و شلواري كه برات خريدم، پسر لبخندي زد و گفت مادر ميرم عمليات، برگشتم حتما ميريم ... حالا 25 ساله مادر ميره سر كمد پسرش، با خودش ميگه مادر پس كي ميآيي، كت و شلوارت را آماده كردم و زار زار گريه مي كنه ...

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

دوستان جمعه خوبی داشته باشید . خدانگهدارتون تا دیداری دیگر.

              JACK
              JACK

شب تون نه روزتون نه همه زندگيتون شاد باشيد اگه نبوديد حداقلـِش به اون پناه ببريد تو مشكلات تا براتون اون م مشكلات برداره بشه شكلات بلخره اينكه خدا حافظ

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

جیگرتو گاز گاز ! لپتو ماچ ماچ ! لبتو میک میک ! چشماتو آخ آخ ! دیوونتم وای وای. . .! به خودت نگیر بای بای. . . !!

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

داستانک : کاربران دنبالر همایشی در هتلی دعوت شدند. کیف و ساکشان را در اتاق مجلّلی در طبقهٔ هفتاد و پنجم هتل گذاشتند. پس از برگشت از همایش طولانی و خسته کننده دیدند تمام آسانسور ها خرابند و تنها راه رسیدن به اتاقشان، بالا رفتن از پله هاست . قرار شد در طول راه به ترتیب دلنوشته ای از خود بگویند زیرا آنجا کسی قادر به کپی کردن نبود . به طبقه هفتاد و چهارم که رسیدند مدیران دنبالر گفتند : حالا تلخ ترین دلنوشته را بشنوید: «یکی بود یکی نبود، کلید اتاق را نیاوردیم».

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

برای چند min مهمون نمیخواین ؟!!