ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
نگــران نبودنت نبـــــــــــــــــــاش! نفرینت نمے کنـــم... همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست برایت کا[!]ت
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود... از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه می کنیم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
یک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تـیز! هر چه نگاه به تو می دوزم بند دلم پاره می شود
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
حرف ِ تازهای نیست اتفاق دوبارهای حتی نیفتاده دلمان گرفته بود هنوز هم گرفته
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
آنقدر مهربان بود برای اینکه مردم در زمستان سرما نخورند سرشان کلاه میگذاشت و در فصول دیگر کلاهشان را بر میداشت.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
او که می رود نمی داند اما او که بدرقه می کند می داند کاسه ی آب معجزه نمی کند...!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
من می بافم!تو می بافی! من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم! تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی!
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 20 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبل