Hadi
دستانت را به من بده ؛ بیا دوباره بازی کنیم ... دل ببـــــر ... کباب بیــــار .
Hadi
دیدی فندک گازش تموم میشه؟ دیدی فرداش میری سراغش برای چند ثانیه دوباره روشن میشه و بعد برای همیشه خاموش میشه؟ بعضی روابط این طورین.
Hadi
تو فیلم هندیه یارو پرواز که کرد هیچی! تنهایی زد یه گردانو کشت بازم هیچی! تا اخر سه تا پدر و شیش تا برادر هم پیدا کرد اونم هیچی! دیگه خب با سر قطع شده تو رودخونه شنا کردنتو من کجای دلم بزارم اخه؟!
Hadi
دلگیرم از مرغهایی که دانه خوردنشان پیش ما بود و حالا برای دیگران تخم میگذارند . . . برو ولی میدانم روزی بوی کباب شدنت به مشامم میرسد ...
Hadi
ياد كودكي ها بخير* پاك كن هايى ز پاكي داشتيم / يك تراش سرخ لاكي داشتيم كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت / دوشمان از حلقه هايش درد داشت گرمي دستانمان از آه بود / برگ دفترهايمان از كاه بود تا درون نيمكت جا مي شديم / ما پر از تصميم كبري مي شديم با وجود سوز و سرماي شديد / ريز علي پيراهنش را مي دريد كاش مي شد باز كوچك مي شديم / لااقل يك روز كودك مي شديم
Hadi
توسط موبایل
من آن نیم که حلال از حرام نشناسم /شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام .
Hadi
وقتی کسی برای نداشته هایت بهانه می گیرد بهتر است او را هم نداشته باشی ، گاهی نداشتن از داشتن بهتر است .
Hadi
تو گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد شقایق هست ... تو نیستی ........ چه باید کرد؟؟
Hadi
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و به اسلام گروید. [ ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر ]
واقعا........
14 سال و 8 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبلاون عکس ِ رو دیدیااا
14 سال و 8 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل