دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hadis
زن - مجرد
امتیاز: 151.7

دنبال‌شدگان

(35 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(108 کاربر)

بازدید

hadis
Broken-heart-10.jpg hadis

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

ســـــ ـــــلام . . .

hadis
hadis

@ELNAZ آواتارت عکس خودته؟

hadis
hadis

هووووووووف

meysam
meysam

@hadis ینی هروقت میای به پروفایلم خوشحال میشم

AhMaD
AhMaD

شب همه البالویی بای

حسام*غمگین خاندان*
حسام*غمگین خاندان*
توسط پیامک

من ی پست سلام میزنم یکی نمیادبگه باکی هستی ولی بغضیا @....... تاپست میزنه۲۰۰نفرمیرن تو دیدگاهش‎

حمید ش.
حمید ش.

ینی من الان فهمیدم این ابرا بالای صفحه تکون می خورن

yas021
yas021

ســــــــــــــــــــــلااااااااااااام

AhMaD
AhMaD

سلام

ELNAZ
383373_283201841769871_122601794496544_625060_1344380839_n.jpg ELNAZ

کیا سگا داشتن ؟؟؟؟؟ اگه گفتین اسم این بازی چی بود ؟؟؟؟؟؟

meysam
meysam

بعداز یه مدت سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

sadaff
sadaff

دوستان عزیز این متن رو حتما\" تا آخر بخونید .. در تاريخ: 29 ارديبهشت 1391 و ساعت 11:44 ق.ظ توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و یه گوشه ایستاد... یه آقای جوان خوش تیپی هم اومد تو گفت: آقا ابراهیم قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم... ... آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش... همینجور که داشت کارشو انجام میداد رو به پیرزن کرد گفت: شما چی میخواین مادر جان؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: لطفا\" به اندازه همین پول گوشت بدین آقا... قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد و گفت: پونصد تومان! این فقط آشغال گوشت میشه مادر جان... پیرزن یه فکری کرد و گفت: بده مادر... اشکالی نداره... ممنون... قصاب آشغال گوشت‌های اون آقا رو کند و گذاشت برای اون خانم... اون آقای جوان که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی میکرد رو به خانم پیر کرد و گفت: مادر جان اینارو واسه سگتون می‌خواین؟ خانم پیر رنگش پرید و سرخ و سفید شد و با صدای لرزان نگاهی به اون آقا کرد و گفت: سگ؟!!! آقای جوان گفت: بله... آخه سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز میخوره...

hadis
hadis

چرا کــــــــــــــــــــــسی محلم نمیذاره؟؟؟؟؟

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممم