حامد
فانوس های دِه می دانند بیهوده روشن اند. و سگان ده با خبرند که بیهوده بیدارند؛ وقتی در روشنی روز ، دزدها به مهمانی کدخدای ده می روند !!!
حامد
همه ی ما، فقط حسرت بیپایانِ یک اتّفاق سادهایم، که جهان را بیجهت، جورِ عجیبی جدّی گرفتهایم ! فراموشی،فراموشی،فراموشی، سرآغاز سعادت آدمیست !!! "سیّد علی صالحی"
حامد
دوستان برای شما gmail یا ymail باز میشه؟
حامد
هرکه دگران پیش تو آورد و بگفت/بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد گفت...خیلی مصداق داره !!!!!!!!!
حامد
زندگی جریان دارد حتی در جوهر خودکارم که تنها بلد است نام تو را بنویسد "عبدالرحیم سعیدیراد"
حامد
ابراهیم نبــــــــــی از آتش عبور کرد ، گلستان شد . تو ، نــــــــبی ِمن بر آتش دلــــــــم قدم بگذار ُ گلستانش کن ..... " ؟ "
حامد
شور میزند دلم../ شور شیرین میزند../ در تپش هر بارش../شعله بجانم میزند
حامد
خودشناسی قدمِ اولِ عاشق شدن است.../ وای بر يوسف اگر نازِ زليخا بكشد
حامد
می گویند، پسری در خانه خیلی شلوغ کاری کرده بود. همه ی اوضاع را به هم ریخته بود. وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید، امروز اوضاع خیلی بی ریخت است، همه ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. ما هم هر وقت دیدیم، اوضاع بی ریخت است، به سوی خدا فرار کنیم. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا متوحش شدید، راه فرار به سوی خداست.
حامد
دست های بسته و دل های شکسته خدا کند ٬ خدا نظری به ما کند
هذيان با آيينه
آخ اگه می شد اسباب اثاثیه رو جمع می کردم از این کره خاکی ؛ میرفتم تووی یه کره خاکی تر