خلاصه تیلیغات ایران ! کوشا جان مگه شما تو کانون چیکار می کنین؟ حمیییییییـ...ییید!! سپرده کوتاه مدت بانک مسکن ، براحتی تو جیب جا میشه و از اون عجیب تر : به راحتی از جیب بیرون میاد،هر جا سخن از اعتماد است: چاکلز ! چاکلز! چاکلزه! پالاز موکت، با رنگ طبیعی و بدون مواد نگهدارنده بی نام و قابل انتقال به غیر بوده و دارای یکسال گارنتی و نصب رایگان، سایپا " در دست تو" اکنون در ایران
یارو با ماشين قراضش ميزنه به يه ماكسيماي نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضايت ميگيره. تو 4 راه بعدي دوباره ميزنه به همون ماكسيما ، سرشو از ماشين بيرون مياره ميگه : برو برو منم
امروز از تلفن عمومی زنگ زدم خونمون صدام رو عوض کردم مامانم گوشی رو برداشت بهش گفتم ما پسرتون رو دزدیدیم 100 هزار تومن بیارین به این آدرس و گرنه پسرتون رو میکشیم مامانم برگشت گفت 200 تومن میدم یه جوری بکشینش طبیعی به نظر برسه !!!!!!!!!!! من کودکان سر راهی کانون فرهنگی آموزش کاروان راهیان نور گاج منتشر کرد
یه بار کارنامم رو خراب کرده بودم، به یه مرده تو خیابون قضیه رو گفتم که بیاد خودشو پدرم چا بزنه کارناممو بگیره،یارو قبول کرد رفتیم کارنامه رو گرفتیم،یهو جلو مدیر و ناظم زاااااارت خوابوند تو گوشم که این چه وضع درس خوندنه؟! منم زارت یدونه زدم بهش گفتم به تو چه دیوث !!! ناظم گرخیده بود گفت اینا دیگه کین؟ یارو کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حیاط مدرسه... خلاصه دیگه از اون به بعد کارناممو میدن به خودم...
یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !! بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده میمونم خیلی هم شیک خیلی هم مجلسی
از دیگه از فانتزیهای بنده اینه که با یه بارونی چرم بلند مشکی برم توی پمپ بنزین و همنیجوری که از پمپ بنزین دور میشم سیگارمو یه پُک بزنم و بندازم زمین و همینجور که دارم از اونجا دور میشم پشتش انفجار و آتیش باشه و توی یه باد عجیب که شروع به وزیدن میکنه از اونجا دور شم روانی هم خودتی