@♬✰●•ᗪᎺᘉᑕᶖᘉჵ•●✰♬ میخواهم برگردم به روزهای کودکی // آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود // عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد // بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود // بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند // تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود // تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود...
کوک کن ساعتِ خویش/ که مـؤذّن، شبِ پیـش/ دسته گل داده به آب / و در آغوش سحر رفته به خواب کوک کن ساعتِ خویش/ شاطری نیست در این شهرِ بزرگ/ که سحر برخیزد/ شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین/ دیر برمی خیزند کوک کن ساعتِ خویش/ که سحرگاه کسی/ بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست/ که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی کوک کن ساعتِ خویش / رفتگر مُرده و این کوچه دگر / خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است کوک کن ساعتِ خویش / ماکیان ها همه مستِ خوابند / شهر هم خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند کوک کن ساعتِ خویش / که در این شهر، دگر مستی نیست / که تو وقتِ سحر، / آنگاه که از میکده برمیگردد / از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی کوک کن ساعتِ خویش / اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر / و در این شهر سحرخیزی نیست / و سحر نزدیک است کوک کن ساعتِ خویش / اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر / دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
آره
مرسی مهتاب 
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبلKhahesh
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط آندروید


13 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبل#elahe chera taajob kardi?????
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط آندرویداز این دنیاهه
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبل