@Alireza اشتباه میکنند , بعضیها که اشتباه نمیکنند باید راه افتاد مثل رودها , که بعضی به دریا میرسند بعضی هم به دریا نمیرسند. رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد ... سید علی صالحی ۲. از یک فنجون قهوه از یک کافه شروع میشه به دو تا قاره تموم میشه ... چه فرق میکنه چقدر فاصله وقتی رفته باشی ؟؟؟
@√ ∂нαмε انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که ميخندد و آشکـــــــــــــــار است.
اصلا خوشم نمیاد کسی که مهربونی و شاد بودن رو یاد خیلیا داده خودش غمگین باشه! .. علتش هر چی که هست نمیدونم ولی خوش ندارم اینطوری یکی از بهترین دوستای مجازیمو ببینم .. گذشت چیزیه که امثال شما بزرگترا باید یاد ما کوچیکترا بدین .. مثل قبل باش داداشم ..
رو دلم این حرف مونده بود .. ببخش تو عمومی زدم ..
برگ و باد... #برگ از #درخت جدا شد... #سوار باد...
چند متری ان طرف تر به #زمین افتاد... #باد نتوانسته بود طبق قرار...
برگ را به #آسمان برساند...
باد قرارش هم از #جنس باد بود... #گذرا و ناپایدار...
حالا برگ #زرد شده بود...
زرد و زردتر...
نگاهش به برگ #درختان بود...
که هنوز آن #بالا بودند... #نزدیک آسمان...