Alireza
بعضي از نگاه ها، صداي قشنگي دارند...
Alireza
گر چه از ره ؛ سریع می گذشتی - و می توانستی مرا مانند خیابان نادیده بگیری - اما به سخاوت باران و آفتاب تابیدی - از راه بر گشتی - و سری به قلب ما جاری کردی - مرا دوست صمیمی خطاب کردی - لبریز محبت شدم - انگار پرنده ای آبی در قلبم به پرواز در آمد