Alireza
پرنده - چندان به اوج رفت که پنداشت - در چاه آسمان - پرواز می کند . - پرنده - در نی نی دو چشم عقابی - نخجیر شد - خواب - پرنده : - قله ی پرواز - در پنجه های مرگ - تعبیر شد
Alireza
تشنه ام چون کویر تبداری - که زبان می کشد به سینه ی آب . - نه امیدی که چشمه ای یابم - نه فریبی که ره برم به سراب . - در دلم سنگ تیره گون خطا . - در گلو - عقده های پوزش لال . - در سرم خاطرات بی سامان
Alireza
وصل تو کجا و من مهجور کجا... دردانه کجا حوصله مور کجا ...هر چند ز سوختن ندارم باکی ...پروانه کجا و آتش طور کجا
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
دوستان عزیز شب بخیر.... سرعت نت عذابم میده