داداش علیرضا میخواهی آب شیم از شرمندگی....شرمندم که دیر فهمیدم
ما تو سایه سار ِ شما مهربونی رو آموختیم داداش....شاگردی پس میدیم....آروزش سلامتُ شادی همیشگی
@شاپورخان تو نباشي نه آسمان به زمين ميرسد، نه زمين از حرکت مي ايستد… فقط بر کتاب هاي نخوانده ام، شعرهاي دفترم و افکار پريشانم… اشک چشمانم و زخم دلم اضافه ميشود…
گـاهـی بــایـد رفـت ، و بعضـی چیــزهــای ِ بُـردنـی را ، بــا خــود بــرد ! مثل یــــــاد.. مثل غــرور.. و آنچـه مـانــدنـی ست را ، جـــا گــذاشت... مثل خاطره.. مثل لبخند...شبتون خوش