Hidden Shadow
خوابــــهایم بوی تن تــو را می دهـــد ! نکنـــد ، آن دور تــر هــا نیمــه شب ، در آغوشم می گیـــری ؟!!
Hidden Shadow
دستانمـ رآ که مي گيري مَنــ ديگر از آنِ خود نيستم! حرارتَمـ به اوج ميرسد! و نميدانـم که اين از شَـ ـرم استــ يآ تصور روزهآيي که بايد نَبودتـــ را لمســ کنمـ!!!؟
Hidden Shadow
مرا در آغوش بگیر ؛ سرم را روی شانه ات بگذار ؛ تا همه بدانند " همه چیز " زیر سر من است . . .
Hidden Shadow
كبریتی بی خطر شده ام باد باشد یا نباشد چه فرقی می كند ؟ وقتی دستانت نیست كه به آتشم بكشند
Hidden Shadow
اشکهایم که سرازیر میشوند. دیری نمی پایدکه قندیل می بندد... عجیب سرد است هوای نبودنت...
Hidden Shadow
چه بی پروا.... دلم آغوش ممنوعه ای را میخواهد.... که تنها شرعی بودنش را... من میدانم... و تو... و دلم....
Hidden Shadow
به دنبال فالگیری می گردم که... تمام مرا از من جدا کند... بچسباند به آینده ای دور ... جایی که قهوه هایش طعم عشق بدهند... نه طعم تردید... راستی تابحال قهوه با طعم عشق خورده ای...
Hidden Shadow
تمام عطر سازان دنیا به دنبال عطر تنت هستند! تلاششان بیهوده است... نمی دانند، عطرت را فقط به تَنِ من می دهی!!!
Hidden Shadow
عشق من و تو قصه ی پرواز و قفس من صید تو ام ای مه به فریادم برس
Hidden Shadow
رفتی تو از گلشن ارزو ای نسیم خوش اشنایی روید گلی در کویر دلم با دیگر اگر تو بیایی