امروز صبح وایسادم کنار خیابون تاکسی بگیرم، یه لکسوز کنارم وایساد ، ما رو میگی خودمونو جمع جور کردم و با خودم گفتم بابا تو این شهر هم پیدا میشن کسانی که جلوی ما پسرا ترمز کنن که یهو در باز شد و مامانه شلوار بچه شُ کشیده پایین میگه جیش کن پسرم جیش کن آفرین
یه موضوعی هست خیلی دوس دارم بدونمش!اونم اینکه: چرا تو اینترنت همه توی عکساشون در حال گشت*و*گذار و تفریح و خنده* ن ولی تو پست هاشون از غم دوری و جدایی و خیانت در حال زار زدنن ؟! اسکل کردن مارو آیا ؟ دوربین مخفیه ؟ بالاخره مشکل دارن ، غم دارن، یا همه چی ردیفه و میزونن؟؟ ما چیکار کنیم؟ بالاخره غصه بخوریم براشون یا حسودی کنیم به خوشیشون؟ خدایی تکلیف مارو روشن کنن دیگه !!
داداشم داشت بچشو ميزد، بهش گفتم: چرا بچه رو مي زني؟ گفت: يادته بچه بوديم الك دولك بازي مي كرديم؟ با چوب بزرگه چوب كوچيكرو مي زديم؟ اين نشون ميده زدن كوچيكترا ريشه در فرهنگ و سنت ما داره !! ديدم حرفش منطقيه ، شروع كرديم با هم يه ساعت بچشو زديم!!
درد دل پسرا : خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی ! خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس ! از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس ! دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه خواهرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن دایی اینا ! اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده …