Hidden Shadow
روی قلبی نوشته بود : شکستنی است... مراقب باشید ... اما من روی قلبم نوشتم ... شکسته است : راحت باشید ...!
Hidden Shadow
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطوری سیبیلو؟ دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !
Hidden Shadow
ما به دنيا آمديم ! اما ... دنيا به ما نيامد
Hidden Shadow
اگر درد داری … تحمل کن … روی هم که تلمبار شد … دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست. ..!! کم کم خودش بی حس میشود ….!
Hidden Shadow
بذار مهمونت کنم من تورو یه جمله دیدی که دلت میگیره تو غروب جمعه؟ وقتی که میشینم به مرور عمرم میبینم هر روز من مثل غروب جمعستو بنبستو میبینم روبرومه طوری که آدم از ادامه دادن توبه کنه زخم من نمی تونه بشه پانسمان از تو خوردم اینم از شانس ما یکی داره میگه که خودتو نباز مرد برو دیگه بالای طبقه دوازده نه اونقد داری مثل انصاری فضا بری نه اونقد —- مثل شهرام جزایری میدونی تیره روزی مثل سایه باز دنبالته ول کن این زندگی رو باز کن بالتو یــــــاس خودتو بکش و راحت کن کار تو درسته و دیگه باید مرد اما حسی میگه به این حرفا غلبه کن به جاش تمام آهنگو پر از کلمه کن و قلمتو وردار و بگو که این دردا تورو آماده میکنه واسه ی فردا آره من با درد خراشیده شدم و در عوض محکم و تراشیده شدم این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش پله های ترقیه واسم هر خراش
Hidden Shadow
سکـــوت را دوســت دارم بــه خاطر ابــهت بی پـایانــش ...