m::A::a::R::h::V::a::I::N
شب ها ، همیشه عجولم برای خواب !... برای خواب كه نه ، برای بستن چشم هایم و آمدن تو !! شب ها ، چراغ را خاموش می كنم ، دراز می كشم و با شوق چشم هایم را می بندم و انتظارت را می كشم ! در باز می شود .. تو می آیی ...! روی دیوار دست می كشی ... به عكس هایت نگاه می كنی و با لبخند كنارم می نشینی ...! همین است زندگی من !! باورت می شود ؟؟!!... دیوانه نیستم ! ولی در خیابان كنارم هستی . دستم را می گیری ... برایم حرف می زنی .. پشت هر میزی كه می نشینم ، تو روبرویم هستی ! لبخند می زنی و بدون اینكه دیگران بفهمند ، از آن نگاه های قشنگ و معنی دارت می كنی و هر دو می خندیم !!... آشفته می نویسم امشب ؟ تو ببخش .. بعضی شب ها - مثل امشب - سرم پر می شود از این حرف های هرگز نگفته ! و تا برایت ننویسم آرام نمی شوم . به دل نگیر معنای دل ! امشب هم از آن شب های دیوانگی ام است .. كمی كه بنویسم ، آرام می شوم ...
این ارسال را بازنشر کرده است.