مهتاب
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : او یقینا پی معشوق خودش می آید... پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد... عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
مهتاب
هر چند بی " حد " تو را خواستم ، اما در " حد " من نبودی . . . .
مهتاب
گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص… برایت فریاد تجویز کند....
مهتاب
به من چه که بعد از تو .... " او " می آید... مشکل از قواعد دستوریست ...