ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
در را که بستی/ خیالت لای در ضجه میزد...بـــــی رحـــــ م
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
سر که راست کردم/ سایه ام را هم ،همراه برده بودی
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
راهمان که جدا شد از روی عادت باز همراه تو بودم.... هــــــــــــــــی
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
بدتر از این هم می شود.... تو در خیانت دست و پا میزنی و من در خون
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
لعنت به هرچی انتظاره........
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
خونسرد به نظر نمیرسم.... کمی خودم هستم/ همین
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
میدانم، میفهمم، حواسم هست، متوجه ام...... برو
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
دویدن هم لافایده... تو نخواهی هیچگاه نمیرسم
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
میخواهم جاودانه باشم.... پس میروم
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
گوشواره ام که گم میشود دیگر چیزی نمی شنوم/ ندیدبدید
اون خيال نبود گرجه بود با معرفت!
15 سال و 1 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبل