عرشیا محمدی
دنیای ما پر از دست هایی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها
عرشیا محمدی
رفـتــے ... در را هـم تـَـ ــ ــ ــ ـ ق! پشـتــ سـرتـــ بسـتــے . . . قـربـان دسـتـتـــ ؛ يڪـ لحـظـہ در را بــاز ڪـن مـن دلـ ـمـ را بڪـشـــم بيــرون.
عرشیا محمدی
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست
عرشیا محمدی
برای دوست داشتنت از من دلیل میخواهند، نازنین ! چشمانت را قرض میدهی؟
عرشیا محمدی
سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های طوس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.
عرشیا محمدی
نمیدانم گــاهی بی بَهــانه،دِلـَم برایت میگــیرد؛ نمیدانـــم، دِلهـــا بَهــانه گیــرند یــا بَهـانه هــا دِلگــیر...؟!
عرشیا محمدی
دلم گرفته برایت.........اما اجازه ندارم ..که از نسیم و پرنده خبر تو را بگیرم
عرشیا محمدی
تو که رفتی پریشون شد خیالم ، همه گفتن که من دیوونه حالم ، نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست ، که هرچی باشه اما بی وفا نیست
عرشیا محمدی
خیلی سخته دل بریدن ، خیلی ساده است دل شکستن ، سخته عاشقونه موندن ، دل به هیچکسی نبستن
عرشیا محمدی
دنیا به من یاد داد دوری کسی را که دوستش دارم تحمل کنم ، اما وفا به من یاد داد هرگز کسی را که دوستش دارم فراموش نکنم