عرشیا محمدی
یادمان باشد عشق گمشده ایست که قرنهاست بدنبال فرهاد کوه شکن میگردد چشمان شیرین روزگار بدنبال تیشه ایست که فرهاد بخاطر او بدست گیرد
عرشیا محمدی
تاحالا كفشهات رونگاه كردي؟ 2تاعاشق , 2تاهمراه , كه بي هم ميميرن , باهم خاكي ميشن , بدون هم زيربارون نميرن. كاش آدما هم يكم ازکفشاشون ياد بگيرن
عرشیا محمدی
یک نفر همره باد … آن یکی همسفر شعر و شمیم… یک نفر خسته از این دغدغه ها ، آن یکی منتظر بوی نسیم… همه هستیم در این شهر شلوغ، این کفایت که همه یاد همیم…!!!
عرشیا محمدی
در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم مادر عزیزم روزت مبارک . . .
عرشیا محمدی
دنـیا را مـیدهــم بــرای لبـخندت هــراسـی نیــست…. شـاد کــه بـاشــی ، دنـیا دوبــاره از آن مــن اســت
عرشیا محمدی
می خواهم نباشد آمدنی که از همان ابتدا می بایست کفش های رفتنت را جفت کنم !!!
عرشیا محمدی
به افتاب سلام دوباره خواهم داد..
عرشیا محمدی
سلام به همگی ...خسته نباشید ...