MOHAMMAD__B
نشستم.... خسته شدم... دیگر قایق نمیسازم... پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد.... وقتی از تو خبری نیست.... قایق میخواهم چه کار....؟؟ مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!
MOHAMMAD__B
ﻭﻟﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻡﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻫﺎﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪﺍﺯ ﻧﺨﻮﺩﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ
MOHAMMAD__B
تפּ زندگیت هر چےِ که میخפּاےِ باش פּلےِ نفر سפּم یه خلوت פּونفره نباش
MOHAMMAD__B
مے دآنے ... مـטּ هنـوز همـ دَر پـس ِ تمآمـ اتفـآق هآیے ڪه نیفتآده انـد مے شڪنمـ ... چشمـ هآیت رآ ببـَنـد گـوش ڪـטּ دُخترڪے دلش رآ بغـَل گرفتـہ وَ زیـر آوار ٍ بغض هآے فـُرو ریختـہ اش جـیغ مے ڪشـَد ...
MOHAMMAD__B
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود من …
MOHAMMAD__B
در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشتی . الهی تنهاترین تنها کست در تنها ترین تنهاییت تنهای تنهایت گذارد . . .
MOHAMMAD__B
هی تو! از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش تیتر اول روزنامه امروز کاغذ باطله فرداست