Masih
نقطهچینها رُ رها کن، چشمهایِ بستهمُ وا کن! {یغما}
Masih
روشنم کن تا بتابم رو بهاین شبهایِ تیره / بذار از حنایِ چشمات لحظههام رنگی بگیره! {یغما}
Masih
شب ِ من رُ زیرُ رو کن، به آتیشبازیها خو کن! {یغما}
Masih
حالا دفترم رُ پر کن از غزلهایِ نگفته / بذار از برق ِ نگاهِت، خورشید از سکّه بیوفته! {یغما}
Masih
معنی ِ معجزه بودی، تویِ کفرانِ علاقه / هر نگاهِ سادهیِ تو، واسهمن یه اتفاق ِ {یغما}
Masih
من مثل ِ دفتر شعری که نخونده، بسته میشه / مونده بودم تویِ سایه پشتِ این سدِّ همیشه / تو به من گفتی که:«هستم!» / من حصارم رُ شکستم / این نهالِ پیر در اومد از تو گلخونهیِ شیشه! {بغما}
Masih
دستهایِ تو، واسه من مثل ِ وطن بود!!
Masih
تویِ کندویِ نگاهِت عسل ِ کدوم بهشته؟{یغما}
Masih
من عاشقت بودم، تموم ِ این سالها، از اولیندیدار تا به همینحالا / من عاشقت بودم، از متن ِ پروانه، از اولین فصل ِ نگاهِ دزدانه {یغما}
Masih
دستِت تو دستِ من، همپایِ هم رفتن، با هم خطر کردن، کی فکرشُ میکرد؟ / نزدیکُ همپرسه، شریکِ بیترس ِ، منتوخدا هر سه، کیفکرشُ میکرد؟ {یغما}
Masih
دلم میخواست در چشمهایِ بیقرارت گم میشدم، صد افسوس که نیستی...
me toooooooooooooooo
15 سال و 7 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 36 دقيقه قبل