Masih
این روزها مثل روز های آخر پاییز است ... بهزودی باران خواهد بارید ... و من دیگر تو را نخواهم دید ...
Masih
من ، مثلِ دفترِ شعری که نخونده بسته میشه ، مونده بودم توی سایه پشتِ این سدِ همیشه ...
Masih
تو در جانِ منی، من غم ندارم، تو ایمانِ منی، من کم ندارم...
Masih
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من ...
Masih
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست ...
Masih
منُ ببر، تا آخر ِ جادهیِ چالوس ببرم، تا شیشهیِ بارونی ِ خیس ِ اتوبوس ببرم، تا جایِ پات رو ماسهیِ داغ ِ متلقو ببرم، تا آخرین دلهرهیِ نگاهِ آهو ببرم... {یغما}
Masih
جهان دشت شقایق گشت از این خون...
Masih
پلکها را بتکان، کفش بهپا کُن و بیا! و بیا تا جایی که پر ِ ماه، به انگشتِ تو هشدار دهد... پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت:«بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثهیِ عشق " تَر " است.»
Masih
فندک نداری خدایِ بیچاره؟
Masih
اما نهخدا و نهشیطان!... سرنوشتِ تو را، بُتی رقم زد، که دیگرانَش میپرستیدند.
Masih
تنهایَم واگیر ندارد... نوازشم کن، نترس!
Masih
قسم به دودِ سیگار "که چون پُک میزنی مُمِدِ حیات است و چون دودش چشمت را بسوزاند مفرح ذات".
Masih
من اگر بوسه زدم بر لب تو ، و سپس در رفتم ، تو بدان ترسیدم و اگر عاشق من هستی دنبالم آی ، در مکانی خلوت ، پله پله تا ملاقات خدا خواهیم رفت .
Masih
سعدی علیهالرحمه میفرمایند : «پس در هر دمی دو پُک موجود است و بر هر پُکی کیفی زاید.»
@♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه) @jojo @جعفر @ܓ✿ ツMeena @میم آخر!
15 سال و 8 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 19 دقيقه قبل@mahdis @احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
15 سال و 8 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلمسیح پُست ِ قشنگی بود .
15 سال و 8 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلمقسی نوید جان!
15 سال و 8 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل@Cactus
15 سال و 8 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل