Masih
وقتی شب از حادثهیِ بارون و بوسه میگذره...
Masih
وقتی شب از کوچه رد شد، یادِ من باش...
Masih
ای بهقربانِ دلت جانُ تنم...
Masih
دلم گیتار الکتریکِ میلادُ خواست، ترانههایِ یغما و صدایِ رضا یزدانی! «تو مسیر ِ جستُجوتم، مثل ِ آینه روبهروتم! نگرانِ این سکوتم،شعه بنداز به تنم!»
Masih
شانهبالازدنَت را بیقید، و تکاندادنِ دستت...