دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Megatron
مرد - مجرد
امتیاز: 10.5

دنبال‌شدگان

(38 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(55 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Megatron
Megatron

میدونی ...... دردهایی كه میكشی قویترت میكنه اشكهایی كه میریزی شجاعترت میكنه قلبی كه ازت شكسته میشه عاقلترت میكنه پس بیا از گذشته مون تشكر كنیم كه برامون آینده ی بهتری رقم میزنه

Megatron
rockettrail.jpg Megatron

با تمام وجودم گناه کردم و در تکرار آن اصرار! اما!نه نعمتش را از من گرفت،نه گناهم را فاش کرد! اگر اطاعتش کنم چه میکند؟

Megatron
53156900134236695159.jpg Megatron

فردی که مدعی امام‌زمانی بود و با شمشیر سامورایی به ساختمان نخست‌وزیری حمله کرده بود به ضرب گلوله کشته شد. به گزارش جام نیوز روز دوشنبه رسانه‌های مالزی از حمله یک مرد و زن به ساختمان نخست‌وزیری این کشور در شهر «پوتراجایا» خبر داده و اعلام کردند که این مرد و زن در حالی که شمشیرهای سامورایی در دست داشتند تلاش می‌کردند تا وارد ساختمان نخست‌وزیری شوند. در پی این حادثه پلیس مالزی تلاش کرد تا با صحبت‌کردن این دو را آرام کند اما با شکست مذاکرات، پلیس به سمت آنان شلیک کرد. در پی تیراندازی دست چپ مرد و پای چپ زن مورد هدف قرار گرفت و بلافاصله این دو به بیمارستان «پوتراجایا» منتقل شدند اما به دلیل شدت جراحات وارده پس از چند ساعت مرد جان خود را از دست داد و زن همچنان تحت درمان قرار دارد. پلیس مالزی پس از بررسی‌های اولیه اعلام کرد که «خلیل افندی حمید» ۴۷ ساله که ادعا می‌کرد امام زمان است و زن همراه وی هر دو از اختلالات روانی رنج می‌برده‌اند. به گفته پلیس، این زن ۲۸ ساله دانشجوی سابق دانشگاه بین‌المللی اسلامی مالزی بود. پلیس همچنین عنوان کرده است که این دو طبق بررسی‌های اولیه باورهای مذهبی افراط‌گرا

Megatron
Megatron

قدیما گنجشک رنگ میکردن جای قناری میفروختن...! حالا هوس رو رنگ می‌کنن جای عشق میفروشن...

Megatron
Megatron

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

Megatron
Megatron

برف بارید وخدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد. زمین مغرور شد که سفید است، پاک است، چون دل خدا... وخدا با آفتابی اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد. (M)

Megatron
Megatron

می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن

Megatron
539690_160638804071351_1139408117_n.jpg Megatron

یادش بخیر

Megatron
Megatron

اینجا زمین است، زمین گرد است تویی که مرا دور زدی! فردا به خودم خواهی رسید حال و روزت دیدنیست M.j

Megatron
Megatron

داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز... راحت باش... تا دلت می خواهد خطا کن. سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم

Megatron
Megatron

تو کجایی ســــــهراب........ ؟ آب را گل کردند..... چشم ها را بستند و چه با دل کردند ... ... وای ســــــهراب کجایی آخر ؟ ... زخم ها بر دل عــــــاشــــــق کردند... خون به چشمان شــــقــایـق کردند ... تو کجایی ســــــهراب ؟ که همین نزدیکی عــــــشـق را دار زدند ، همه جا ســــــایه ی دیوار زدند ... آی ســــــهراب کجایی که ببینی حالا .... دل خوش مثقالی است! .... دل خوش سیری چند ؟ صــــــبر کن ســــــهراب... گفته بودی قایقی خواهی ســــــاخت... قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمــــــین دلگیرم!!...

Megatron
Megatron

حسنک کجایی؟ گاو ماما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد ... و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست؛ چون او به موهای خود ژل می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری به او گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند؛ چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد؛ چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت؛ ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ

Megatron
Megatron

مشـــغول رانندگي تو جاده ام... از فاصله دور پلـــيس واسم دست تکون ميده و ابراز ارادت ميکنه ! خيلي آدماي با محبتي هستــن ! چطوري از اين فاصله منو شــــناختن !؟ يکيشون جوگير ميشه تا وسط جـــاده مياد! ... ... با حرارت خاصي واسم دست تکــون ميده !! چراغ ميزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب ميدم ! دفترچه و خودکار تو دستشه ؛ ميخواد ازم امـــضا بگيره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد ! اشک تو چشام حلقه ميزنه از اين همه احساسات پاک و بي آلايش

Megatron
Megatron

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

Megatron
Megatron

فقط من .........فقط تو .............فقط ما دو تایییی**** فقط عشق...........فقط عشق........تمومه جدایییییییی