رفتم نشستم کنارش..
گفتم: برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟
گفت:بفروشم که چی؟
تا دیروز میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ..
بعد با گریه گفت:تو میخواستی گل بخری؟
گفتم:بخرم که چی؟
تا دیروز میخریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!
اشکاشو که پاک کرد, یه گل بهم داد با مردونگی گفت: بگیر باید از نو شروع کرد تو بدون عشقت,من بدون خواهرم...
@BlaCk Ho4K باز آمدم.....
به جایی که تعلق دارم....
به یک اتاق سیاه با پر از حرف های ناگفته .....
خلوت من و سیگارم...
دوباره مینویسم از حرف هایی که واهمه دارم ...
یک دل پر از رویاهای واهی....
این بار تنها تر از همیشه ....
یه گربه اینجوری فکر میکنه که این آدمِ به من غذا میده , نازم میکنه , دوستم داره حتماّ من خدا هستم.....گربه صفت که میگن اینه (:
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبل