معين دقيقي دوست
ما عاشق هم بودیم حسی که یه عادت نیست از من که گذشت اما این رسم رفاقت نیست اینکه من و از قلبت بی واهمه میگیری اینکه من و می بازی دنبال کسی میری وقتی همه ی دنیات تنهایی و غربت بود وقتی همه جا با تو احساس یه وحشت بود کی با همه ی قلبش بغض شبت و وا کرد کی آرزو رو فهمید کی با تو مدارا کرد باشه برو حرفی نیست من از همه دلگیرم حالا که دلت رفته دستات رو نمی گیرم ما هر دو برای هم هر ثانیه کم بودیم کی جز تو نمی دونه ما عاشق هم بودیم
معين دقيقي دوست
نه نرو ، صبر کن ، قرارمان این نبود ، باید سکه بیاندازیم اگر شیر آمد تردید نکن که دوستت دارم اگر خط آمد مطمئن باش که دوستت دارم صبر کن سکه بیاندازیم ، اگر دوستت نداشتم آن وقت برو . . .
اوه...
15 سال و 7 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 30 دقيقه قبلبلهههههههه!!!!
15 سال و 7 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبل