❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بچه که بودیم... جاده ها خراب بود ... نیمکت مدرسه ها خراب بود ... شیرای آب خراب بود ... زنگای در خونه ها خراب بود ... ولی آدما سالم بودن ... کاش الانم اونجوری بود....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدايی را که به اجبار به ياد آوری بی اختيار فراموشش خواهی کرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشيد ،
آنها به همان جا تعلق دارند ،
دقيقا " پشت سرتان "
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسم " خوب " ها همين است ... حرف آمدنشان شادت می کند و ماندنشان... با دلت چنان می کند که هنوز نرفته... دلتنگشان مي شوی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ما هيچ گاه هم ديگر را به تأمل نمی نگريم ، زيرا مجال نيست! اين گونه است که عزيز ترين کسانمان را در چشم به هم زدنی ، به حوصله ی زمان ، از ياد می بريم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دير آمدی موسی ، دوره ی اعجاز ها گذشته است ...... عصايت را به چارلی چاپلين هديه کن که کمی بخنديم .... "شمس لنگرودی"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امام علی(ع) فرمودند: "شَرُّ النّاسِ مَن لا يعفو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يستُرُ العَورَةَ" ..... بدترين مردم کسى است که خطا را نمی بخشد و عيب (ديگران) را نمی پوشاند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تقصير برگ ها نيست ، آدم ها همينند ! نفس می دهی ، لهت می کنند. . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر کی دستت رو گرفت ، لزوماً دوستت نيست شايد تو حرکت بعدی ، پاشو گذاشت رو شونت و رفت بالا
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اول مطمین باش که نمیریزد بعد تکیه کن هرکس که تکیه گاه نمیشود...
خان از وی می پرسد که چه شده مرد که چنین ناله و فریاد میکنی؟
13 سال و 11 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبلمرد با درشتی می گوید همه امولم را دزد برده و الان هیچ در بساط ندارم.
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟
مرد می گوید من خوابیده بودم.
خان می گوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه پاسخی می دهد که فقط مردی آزاده عادل و دمکرات
چون کریمخان تحمل و توان شنیدنش را دارد.
آن مرد گفت: من خوابیده بودم چون فکرمیکردم تو بیداری.........
خان بزرگوار زند لحظه ای سکوت می کند .....
و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند.
و در آخر میگوید:
این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم...