❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حس می کنم دنیـــــــــا خالیست...! مگـــــــــر تو چنـــــــــد نفر بودی ؟!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ته دیگ" عشق ِ اول " را هر چقدر که بسابی ،
چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ،
چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ،
از " دلت پاک نمی شود ...
حالا تو هی بساب
و از صدای نا هنجارش
سر درد بگیر …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لعنتی هرچه داشتم رو کردم! اما تو… اسیر نشدی… سیر شدی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی ها از دور می درخشند! نزدیک که میشوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گُفتــــــــ :مَـــرا فَــرامــوش کُـטּ اَمّـــا نَــدانستـــــ ڪـﮧ اَصــلـاً اَرزش ِ بـﮧ یــاد مـــانـدَטּ رآ نَــداشتـــــــ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما ... وقتی یاد نجابت اسب افتادم وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره به خودم گفتم خیلی نامردیه تو رو به حیوون تشبیه کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با بعضی ها زیادی که صادق باشی رودل می کنند دیگر هزار عرق نعنا هم جوابشان را نمی دهد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد خاطره خشکیه... خاطره خشکیه... اونوقت همه ی خاطراتتو همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی زخمها هست که هر روز صبح ، باید پانسمانش را باز کنی وروش نمک بپاشی ! تا یادت نرود... دیگر ،سراغ بعضی آدما نبــاید رفت !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی میرفت: گفتم: کجا؟ گفت: به درک... منم گفتم: به درک... و این چنین بود که ما در اوج تفاهم از هم جدا شدیم... !
چه عجب شما به منم خطاب زدی

14 سال و 2 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلمرسی
هیچوقت دوستان فراموش نمیشند
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل