❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک جایی یک غریبه می شود همان اتفاق ناخوانده زندگیت که سالها به آرزویش نشسته بودی...... اما او فاتحه کل زندگیت را یک جا میخواند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چنان تشنه ی بودن توام که شنیدن هر لحظه صدای تو هم سیرابم نمیکنه !! نمیتونم به واژه ای پناه ببرم برای این همه آشفتگی !! من مجنون قصه های شبونه ام … اونجا که یکی بود به یکی نبود میرسه … منو فریاد کن … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پلکهای مرطوب مرا باور کن این باران نیست که میبارد صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم و از تمــــام زمین یک خیابان را … و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن.. . . . .

14 سال و 3 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلمنو بخوره

14 سال و 3 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبلمن خودم پیشی هستم
تو پلنگی محمد
14 سال و 3 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبل
چ پیشی غمگینی....
پیشی باید شاد باشه....
14 سال و 3 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 56 دقيقه قبلاینجوری

14 سال و 3 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل