دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

چرااینگونه غمگینی،چرااینگونه نالانی؟ چرااینگونه گریانی،چراازدردمی نالی؟ مگرمحبوب تورخت ازدیارخویش بربسته؟ توراباعالمی دردوپریشانی رهاکرده؟ عنایت گرکندسویت،ببخشدمهرجانسوزش! توآرامش نمی یابی،توآسوده نخواهی شد؟ تواندرنعمت عشق صبوروبردباراو ذوب درمهروغرق الطافش نخواهی شد؟ اگرپاسخ عیانست ونمایان است چرادیگرتونالانی،چرابیجاپریشانی؟ تورادرعشق خویش غرق خواهدکرد تورادرمهرتابانش،سپهرمهرخواهدکرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

میگن ناامیدی کفراست وبرای رفع آن بایدچاره ای اندیشید . من برای اینکه ناامیدی به سراغم نیاید،هر روزبه رودخانه نزدیک خانه ام میروم و روبروی دیواربلند آن می ایستم وفریادمی زنم ،آیا امیدی هست؟ آن طرف تر کسی با انعکاس پژواک صدا پاسخ میدهد امیدی هست،.هست..هست... هست.به نظرم حق با اوست، حتماً امیدی هست.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

شعر من شعر بهاراست شعرمن برگ اناراست شعرمن آیینه ی عشق شعرمن مجنون یاراست ×××××××× شعر من درد شقایق شعرمن لبخند عاشق شعرمن دردی زمینی شعرمن گیسوی عارف ×××××××× شعر من درد درونه شعر من رسم زمونه شعر من شعری بهاری با سرودی عاشقونه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

شهر من شهریست آن سوی عشق محبت را در آن جایی نیست مردمانش سخت دل مرده اند عشق به نهایت ذلت رسیده ازچهره های ظاهرا" مظلومشان دیده می شودناپاکی و بی غیرتی دردلشان لانه کرده سخن چینی وبغض که ؛ چشم فلانی چپ یا ناپاک است غافل از این که،خودشان ناپاک ترند دریدگی را به نهایت رسانده اند این چه شهریست که برادراز برادر می گریزد،فرزندازپدروپدرازفرزند این ها چه بی انصافند می گویند؛اینست قانون طبیعت چرا طبیعت محتوم را متهم می کنند؟ طبیعت که به روال خود می رود!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

بگذار تا شیطنت عشق چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید. هر چند‎ ‎انجا‎ جز رنج و پریشانی نباشد‎ ‎, اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن‎!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

را و ، ی ، کجاست ؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

نمی دانم بعد از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد, گلویم سوتکی باشد، به دست کودک گستاخ بازیگوش و او یکریز وپی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خستگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی گریستم گفتند بهانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

دنیا را بد ساخته اند،کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد،کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری، اما کسی که دوستش داری و او هم تو را دوست دارد،به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید و این رنج است.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

اگر تنها ترین تنها باشم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتن هاست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

........ بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم هرکجا آزادگی هست ببخشایم وهر کجا غم هست شادی نثار کنم الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام به همه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من دیگه برم ....... بای ... شبتون زیبا .....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم...