یه آقایی چراغعلی رو نصیحت میکرد که نظافتو رعایت کنید. مثلا گربه با وجودیکه حیوونه بعد از دسشویی خودشو با زبونش پاک میکنه! چراغعلی میگه:حاج اقا ما هم عقلمون ایرسه اما زبونمون به قینمون نیرسه!
نه اتفاقا پسرا زود خودشونو با هر چیزی سازگار میکنن اما اون دختره تا میاد سازگار بشه میزاره میره اول خونه ی بابا جونش بعدش هم میره با نفر دوم همین طوری میره تا نفر هفتم آخرش هم خودش میفهمه مشکل از خودشه بعدش دیگه خودکشی میکنه به همین سادگی
@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا… مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده… مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!! میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این